السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

309

تفسير الميزان ( فارسي )

امام سپس فرمود : و اما ميته بدين جهت تحريم شده كه احدى از آن نخورد ، و نزديكش نشود ، مگر آنكه بدنش ضعيف و جسمش لاغر ، و مغز استخوانش سست و نسلش قطع مىشود ، و كسى كه مردار مىخورد جز به مرگ ناگهانى نمىميرد . و اما خوردن خون ، انسانها را چون سگ ، درنده و قسى القلب مىسازد و رأفت و رحمت را كم مىكند ، تا جايى كه كشتن فرزند و پدر و مادر از او احتمال مىرود ، و دوست و همنشين او نيز از خطر او ايمن نيست . و اما حرمت گوشت خوك بدان جهت است كه خداى تعالى در ادوار گذشته مردمى را به جرم گناهانى به صورت حيواناتى چون خوك و ميمون و خرس و ساير مسوخات مسخ كرد ، و آن گاه خوردن گوشت اين گونه حيوانات را تحريم نمود ، تا مردم آن را جزء غذاها و خوردنيهاى خود نشمارند ، و عقوبت گناهى را كه باعث مسخ انسانهايى به صورت آن حيوان شد كوچك نشمارند . و اما حرمت شراب به خاطر اثرى است كه شراب دارد ، و فسادى كه در عقل و در اعضاى بدن مىگذارد ، آن گاه فرمود : دائم الخمر مانند كسى است كه بت مىپرستد ، و شراب او را دچار ارتعاش ساخته نور ايمان را از او مىبرد ، و مروتش را منهدم مىسازد ، وادارش مىكند به اينكه هر گناهى چون قتل نفس ، و زنا را مرتكب شود ، او حتى ايمن از اين نيست كه در حال مستى با محارم جمع شود ، در حالى كه خودش متوجه نباشد ، كه چه مىكند ، و شراب ، كار نوشنده اش را به ارتكاب هر نوع شر و گناه مىكشاند . « 1 » بحث روايتى ديگر در كتاب غاية المرام از كتاب فضائل على ( ع ) و او از ابى المؤيد موفق بن احمد ، و او از سيد الحفاظ شهردار بن شيرويه ، فرزند شهردار ديلمى نقل كرده ، كه وى از همدان نامه اى به من نوشت ، و در آن نوشته بود كه ابو الفتح عبدوس بن عبد اللَّه بن عبدوس همدانى در نامه اش به من نوشت ، كه عبد اللَّه بن اسحاق بغوى برايم حديث كرده ، كه حسين بن عليل غنوى برايم حديث كرد ، كه محمد بن عبد الرحمن زراع برايم حديث كرد ، كه قيس بن حفص برايم روايت كرد ، كه على بن الحسين برايم نقل كرد ، كه ابو هريرة از ابى سعيد خدرى برايم نقل

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 291 .